درباره موسیقی سنتی

درباره موسیقی سنتی

گفته می شود هنگامی که نوازندگان بزرگ قدیمی می نواختند،پرندگان به اطراف آنها می آمدند و دور آنها پرواز می کردند.همین طور در اوایل قرن بیستم دیده شده است زمانی که بعضی از استادان موسیقی در حال نواختن بودند،بلبلان روی دسته ی سازشان می نشستند.

حکایت چنگ نکیسا را بازگو می کنیم که یک روز شنوندگان با شنیدن صدای ساز او لباس های خود را دریدند و از هوش رفتند و نیز حکایت فارابی را که می توانست به میل خود پی در پی باعث خنده،گریه و خوابیدن حضار بشود.

ابتدا از خود می پرسیم این چند سطر موسیقی ساده چگونه توانسته است شنوندگان نکیسای چنگی تیره دست را تا این حد منقلب کند.اما آهنگی که می توان آن را نت نویسی کرد فقط یک ساختاری از آهنگ واقعی را نشان می دهد ممکن است آن آهنگهایی که با معجزه های آشکار متعددی پیوند دارند هرگز از ساختار پیچیده ای برخوردار نباشند.

درباره موسیقی سنتی

پس راز در کجا نهفته است؟

در موسیقی سنتی ایرانی سبک نواختن بسیار مهمتر از آهنگی است که می نوازند،و روش نواختن مشروط به حال نوازنده است.چه طور باید کلمه ی "حال" را بیان کنیم که حق مطلب را ادا کرده باشیم.

حال یکی از حالتهای پرشور روح انسان است،یک آتش درونی است که باید جان هنرمند را همانند یک عارف شیفته به اهتزاز درآورد،و این همان حال است که دهقان بی سوادی را که تحت تاثیر غروب زیبای خورشید قرار گرفته است وادار به گفتن شعر می کند.

وقتی هنرمند به اوج این حالت می رسد موسیقی را با قدرت و سهولت خارق العاده ای می نوازد.صدای سازش متحول می شود،جمله ی موسیقایی رازش را برای او فاش می کند،و به یکباره خلاقیت فوران می کند.به نظر می رسد که این همان ذات موسیقی است که ظهور می کند و فرد را از شخصیت محدود و یکنواختش رها می سازد،دنیا شکوفا می شود،چهره های شگفت انگیزش آشکار می شود و از میان یک روشنی وصف ناپذیر که سد احساسی بین نوازنده و شنونده اش را از بین می برد،دریافت مستقیم "اثر"موسیقی را برای شنونده میسر می سازد.

"حال"ثمره ی اصالت انسان است.موسیقیدان اصیل کسی است که تحت تاثیر یک انگیزش قوی و محکم درونی می نوازد یا می خواند.او به وسیله صدایش یا سازش،که عاشقانه آن را دوست دارد،و بدون آن نمی تواند زندکی کند،شعله سوزان موسیقی را از درونش فرا فکنی می کند.

هدفش این نیست که حضار موسیقی او را بشنوند،و او را به دیده ی تحسین بنگرند و دستمزد دهند.او پاک است،یعنی که او به جاه طلبی،حرص،فخرفروشی،نظر مردم و دروغ بی اعتناست.حال حقیقی ثمره ی چنین صفاتی است.

ادامه این مطلب را در پستهای بعدی قرار می دهم.

Submit to FacebookSubmit to Google PlusSubmit to TwitterSubmit to LinkedIn

اضافه کردن نظر


کد امنیتی
تازه کردن

 درج آگهی رایگان

پرداخت آنلاین



پرداخت آنلاین

اخبار

ما 307 مهمان و یک عضو آنلاین داریم

  • ritaLat

تمامی حقوق این سایت متعلق به شرکت کریاس می باشد.facebooktwitterGoogle