چگونه و از چه راههایی می توانیم بر تنبلی غلبه کنیم؟

چگونه و از چه راههایی می توانیم بر تنبلی غلبه کنیم؟

ممکن است شما هم در انجام کارهایتان احساس سستی و کرختی کرده و هرروز آن ها را به روزی دیگر بیندازید.ولی برای غلبه بر تنبلی باید خودتان کاری کنید و راه حلی پیدا کنید

چگونه و از چه راههایی می توانیم بر تنبلی غلبه کنیم؟

تنبلی، سستی، بطالت، یا هر نامی که به آن می‌دهید، به معنی انجام ندادن کارهایی که باید انجام شوند است و اغلب علامت ضعف یا قصور در نظر گرفته می‌شود. گاهی اوقات تنبلی زمانی اتفاق می‌افتد که نمی‌خواهید با چیزی مواجه شوید، مثلاً با کارهای حوصله سر بر روزمره یا مواجهه مشکل با یک نفر. گاهی اوقات نیز ممکن است علت آن این باشد که احساس می‌کنید بیش از حد کار بر سر شما ریخته است و برای انجام این کار به یک تیم کامل نیاز است نه فقط شما. و در نهایت زمان‌هایی وجود دارد که اصلاً حوصله ندارید خود را به زحمت بیندازید. در هر حال تنبلی ویژگی مطلوبی نیست.

 افکار خود را روشن کنید

1- مشکل اصلی را پیدا کنید. هر بار که تنبل می‌شوید، فکر کنید ببینید واقعاً چه اتفاقی افتاده است. تنبلی معمولاً علامت است نه خود مشکل. چه چیزی باعث شده انگیزه نداشته باشید؟ خسته‌اید، توان ندارید، ترسیده‌اید، ناراحتید یا بی‌انگیزه شده‌اید ؟ به احتمال زیاد مشکل کوچک‌تر از چیزی است که فکر می‌کنید و می‌توانید راحت تر از چیزی که تصور می‌کنید، آن را پشت سر بگذارید.

اگر چیزی جلوی پیشرفت شما را گرفته است، تمام تلاش خود را برای ریشه‌کن کردن آن انجام دهید. در بیشتر موارد یک مشکل خاص وجود دارد. پیدا کردن علت بی‌انگیزگی تنها راه مقابله است. همین که مشکل را پیدا کردید، به شیوه موثر با آن مقابله کنید.

2- بر مشکل واقعی تمرکز کنید. حالا که درباره علت تنبلی خود فکر می‌کنید، بر آن تمرکز کنید. ممکن است راه حل سریعی برای آن وجود نداشته باشد، باید راهکارتان پایدار باشد. به موارد زیر توجه کنید:

• اگر خسته هستید، گه گاهی زمانی را به استراحت اختصاص دهید. همه به استراحت نیاز دارند. اگر برنامه‌تان طوری نیست که امکان استراحت داشته باشید، شاید لازم باشد چیزی را فدا کنید اما نتیجه بهر حال بهتر خواهد بود.

• اگر احساس می‌کنید دیگر توان ندارید، یک قدم به عقب بردارید. کارهای بزرگ را به کارهای کوچک‌تر تقسیم کنید. فهرستی از اولویت‌های خود تهیه کنید و هر بار یکی از آن‌ها را انجام دهید.

اگر ترسیده‌اید فکر کنید از چه چیزی می‌ترسید. قاعدتاً این کاری است که دلتان می‌خواسته انجام دهید. آیا از دستیابی به پتانسیل‌های خود می‌ترسید؟ یا از شاد نبودن علیرغم رسیدن به اهداف می‌ترسید؟ به نظرتان ترستان چقدر منطقی است؟

• اگر ناراحت هستید شاید تنها پاسخ شما گذر زمان باشد. سوگ، ناراحتی، و غم به دلخواه ما از بین نمی‌روند. زخم‌ها برای التیام به زمان نیاز دارند. اگر کمتر به خود فشار بیاورید که ناراحتی‌تان را کنار بگذارید، ممکن است تغییری که به دنبال آن هستید زودتر اتفاق بیفتد.  

• اگر دچار ملالت شده‌اید، چه چیزی در روزمره خود را می‌توانید تغییر دهید؟ آیا می‌توانید خود را در محیط متفاوتی قرار دهید، یا یک مشکل روحی دارید که باید بر آن غلبه کنید؟ چه تمهیداتی برای زندگی روزمره خود می‌توانید داشته باشید؟ به احساسات خود فکر کنید، موسیقی، غذا، صداها، مناظر و غیره.

3- سازمان‌دهی کنید. به‌هم‌ریختگی‌های اطراف ما حتی اگر فقط بصری باشند می‌توانند مهارت‌های انگیزشی ما را تا حد زیادی سرکوب کنند. هر چیزی را که می‌توانید ساماندهی کنید. هر چیزی از میز، اتاق، ماشین و خانه گرفته تا برنامه روزمره‌تان ، همه را سازمان‌دهی و مرتب کنید.

• در ناخودآگاه ما وقایع زیادی می‌گذرد که آن‌ها را در نظر نمی‌گیریم. از رنگ نامناسبی که جلوی چشممان است گرفته تا نور نامناسب اتاق و عدم تعادل در شکل و ظاهر محیط. با ساماندهی از این مزاحمت‌های کوچک اما قدرتمند خلاص می‌شوید.

4- به گفتگوی درون خود توجه کنید. گاهی اوقات رفتارها افکار را ایجاد می‌کنند و گاهی برعکس است. از گفتگوی منفی درونی دوری کنید. گفتن این که "من چقدر تنبل و بی‌ارزشم" کمکی به شما نمی‌کند بنابراین دست از این کار بردارید. شما کنترل گفتگوی درونی خود را دارید.  

هر بار که می‌بینید کارهایتان را طبق استاندارد انجام نمی‌دهید، گفتگوی درونی خود را مثبت کنید: "صبح خیلی آهسته کار می‌کردم اما الآن وقت آن رسیده که فعالیت کنم. اکنون بعدازظهر است و دست به کار می‌شوم" . وقتی نتایج تغییر ذهنی مثبت و تأثیر آن بر تغییر دیدگاه خود را مشاهده کنید، شگفت‌زده خواهید شد.

5- توجه کردن را تمرین کنید. بسیاری از ما زمانی برای بوییدن گل‌ها نمی‌گذاریم. با ولع غذا می‌خوریم تنها برای این که سراغ دسر برویدم، یا صرفاً سیرشده و بخوابیم. همیشه به جای این که به زمان حال فکر کنیم، به مرحله بعدی کار فکر می‌کنیم. وقتی شروع به زندگی کردن در زمان حال کنیم ، از فواید آن بهره‌مند می‌شویم.

• دفعه بعدی که متوجه شدید در حال فکر کردن به گذشته یا آینده هستید، خود را به حال حاضر برگردانید. به مناظر اطراف خود، غذایی که می‌خورید یا موسیقی که می‌شنوید توجه کنید، بگذارید لذت زندگی و راه رفتن بر روی زمین را احساس کنید. گاهی اوقات متوقف شدن و آرام رفتن به ما انرژی می‌دهد تا از همه چیزهایی که در کنار خود داریم بهره ببریم.

6- به فواید آن فکر کنید. حالا که به حال حاضر متمرکزشده‌اید، بیایید تمرکز خود را بر روی ایجاد یک زمان حال بهتر قرار دهید. چه می‌شود اگر از همین لحظه استفاده کنید؟ چه می‌شود اگر به جای هدر دادن صبح در رختخواب، برخیزید و ورزش کنید، کارهایتان را تمام کنید یا صبحانه‌ای عالی درست کنید؟ چه می‌شود اگر عملاً همه روزهای شش ماه آینده را همین طور بگذرانید؟

عالی است. این افکار مثبت را در ذهن خود بپرورانید. باید درک کنید که همین که این عادت‌ها را در خود ایجاد کنید، همه چیز برایتان راحت تر خواهد شد.

 
سرعت خود را زیاد کنید

1- از رختخواب بیرون بپرید. تحقیقات نشان می‌دهد به تأخیر انداختن زنگ بیدارباش خوب نیست. تصور می‌کنید اگر کمی بیشتر در رختخواب گرم خود بمانید بعداً با انرژی بیشتری بیدار می‌شوید اما اتفاقی که می‌افتد برعکس است. در واقع در طول روز بیشتر خسته خواهید بود. به جای این کار از رختخواب بیرون بپرید. ذهن شما سر نخ‌هایی را دنبال می‌کند که بدن شما به او می‌دهد. اگر از رختخواب بیرون بپرید، ذهن شما آماده و مشتاق فعالیت می‌شود.

اگر می‌توانید واقعاً از رختخواب بیرون بپرید. این کار باعث افزایش گردش خون می‌شود. ممکن است از این کار خوشتان نیاید اما اگر بتوانید خود را مجبور به این کار کنید، پس از آن خیلی سر حال تر خواهید بود.

2. اهداف دست‌یافتنی برای خود تعیین کنید. با تعیین اهداف قابل دست‌یابی، چشم‌اندازی نسبت به آینده پیدا می‌کنید. اهدافی تعیین کنید که واقعاً الهام‌بخش شما باشند و مهارت‌ها و استعدادهای شما را پرورش دهند. فهرستی از کارهایی که باید انجام دهید تنظیم کنید و در آن همه موارد کوچک و بزرگ را بیاورید و هر یک را از نظر زمان لازم برای دستیابی و اهمیت اولویت‌بندی کنید.

• معمولاً داشتن دفتر یادداشت روزانه مفید است، در این دفتر یادداشت، هر روز فعالیت‌های مد نظر و این که چه چیزهایی در این مسیر به شما در رسیدن به هدف کمک کرده و چه چیزهایی مانع آن شده است را ثبت کنید تا بتوانید به خوبی آن‌ها را مدیریت کنید.

• می‌توانید از تخته یا برد تصویری استفاده کنید و همه اهداف و رویاهای خود را در آن بگذارید. می‌توانید کارهای خلاقانه انجام داده و از تصاویر، مقالات مجله‌ها و غیره استفاده کنید.  از این برد می‌توانید به عنوان نقشه‌ای برای رسیدن به اهداف استفاده کنید. هر روز پس از بیدار شدن به این برد نگاه می‌کنید و به اهدافی که در نظر دارید تمرکز می‌کنید. این کار به شما روحیه داده و الهام‌بخش شروع روزتان و تلاش در جهت اهداف خواهد بود.

• شاید برای همه افراد، برد تصویری الهام‌بخش نباشد، اما می‌توانید راه‌های دیگری را امتحان کنید، مانند نقشه ذهنی، مجله، نمودار، قول دادن در حضور دیگران و صحبت کردن با دیگران درباره آن.  

3- فهرستی از اهداف، خواسته‌ها و انگیزه‌هایی که می‌خواهید به آن‌ها برسید تهیه کنید. این اهداف به شما قدرت می‌دهند بنابراین آن‌ها را پیش روی خود داشته باشید تا همیشه در ذهنتان باشند و بر آن‌ها تمرکز کنید. فهرستی از این خواسته‌ها به شما انرژی می‌دهد. از این فهرست کپی بگیرید و در همه جا جلوی چشم بگذارید،  روی در یخچال، بر روی میز کنار تخت، کنار کامپیوتر، جلوی آینه دست‌شویی و حتی روی در اتاق. آن‌ها را هر جایی که جلوی چشمتان باشد بگذارید.

• با دیدن این فهرست و کارهایی که انجام داده‌اید دیگر دلتان نمی‌خواهد متوقف شوید. وقتی واقعاً می‌بینید چه کارهایی انجام می‌دهید و چه توانایی‌هایی دارید احساس بسیار خوبی پیدا می‌کنید که باعث می‌شود به این کار ادامه دهید و اگر این کار را نکنید دلسرد شده و احساس بدتری پیدا می‌کنید.

4- اهمیت و ارزش مشکل یا هدف را مرتباً بازبینی کنید

زمانی که هدفی تعیین کردید یا مسئله‌ای که باید از پس آن بر بیایید را مشخص کردید، بدون کوشش در جهت آن حرکت نمی‌کنید. بخشی از موفقیتِ هدف‌دار بودن یا پیدا کردن راه حل، بستگی به این دارد که به خود یادآور شوید چرا این هدف اهمیت دارد. اگر بینش خود نسبت به هدف یا راه حل را از دست بدهید به سادگی از مسئله اصلی دور می‌شوید و به این ترتیب ادامه دادن سخت می‌شود و تنبلی شروع می‌گردد. ارزیابی منظم اهمیت و ارزش مسئله یا هدف، به شما کمک می‌کند تمرکزتان را بر آن حفظ کرده و تجدید نیرو کنید. برخی از مواردی که باید از خود بپرسید عبارت‌اند از:  

•  آیا این واقعاً چیزی است که بتوانم از آن چشم‌پوشی کنم یا حل نشده بگذارم؟

•  آیا این هدف و یا مسئله‌ای است که با کمک فرد دیگر یا کمک گرفتن از بینش‌های او بتوانم بهتر رسیدگی کنم؟

•  آیا رویکرد من برای حل این مسئله یا دستیابی به این اهداف درست است؟

(گاهی اوقات لازم است رویکردهای جدیدی به کار بگیرید تا در مسیر مورد نظر باقی بمانید)

آیا در انتظاراتم کمال‌گرا هستم؟ (کمال‌گرایی ممکن است منجر به تعلل شده و خیلی زود منجر به عدم تلاش شود چون هیچ‌چیزی از نظر فرد کمال‌گرا به اندازه کافی خوب نیست و نتیجه آن تنبلی است چون دستیابی به نتیجه کامل و بی‌نقص، بسیار دشوار است. سعی کنید به دام این چرخه معیوب نیفتید و به جای کمال‌گرایی و تمرکز بر بی‌نقص بودن کار و در نتیجه انجام ندادن آن، در حد توان تلاش کنید. )

5- به خود بگویید که می‌توانید کاری انجام دهید. عمل همه چیز را تغییر می‌دهد. یک لحظه منفعل و سست هستید و لحظه‌ای دیگر سخت تلاش کرده و اوضاع  را تغییر می‌دهید چون تصمیم گرفته‌اید و حرکت کرده‌اید. شما صرفاً چیزی که در گذشته بوده‌اید نیستید، بلکه همیشه می‌توانید دوباره خود را بسازید و تغییراتی ایجاد کنید. فقط باید به آن فکر کنید و باور داشته باشید.

• اگر احساس می‌کنید گیر کرده‌اید، کاری کنید که از این حالت خارج‌شده، کار را ادامه دهید و به خود بگویید با وجود عادت‌های قدیمی عدم تلاش و کرختی، از این لحظه فرد دیگری هستم و فعالیت می‌کنم. چیزی که به خود میگویید باید مربوط به زمان حال باشد، زبان شرطی، آینده یا گذشته نباید بخشی از گفتگوی شما را تشکیل دهد و هرگز نگویید "اگر". اگر مربوط به افرادی است که واقعاً نمی‌خواهند کاری انجام دهند.

6- لباس‌هایتان را اتو کنید. بیایید فرض کنیم که روی مبل لم داده‌اید، به کامپیوتر زل زده‌اید، و همه جداولی که می‌خواستید انجام دهید، بلافاصله خودشان ایجاد می‌شدند! دست از این فکر بردارید! به جای آن، کار ناچیزی انجام دهید، مثل اتو کردن لباس‌ها. اتو را بیرون می‌آورید، میز اتو را باز می‌کنید، پیراهن خود را روی آن پهن می‌کنید، و پس از 5 دقیقه اتو زدن با خود فکر می‌کنید: چرا دارم وقتم را با اتو کردن پیراهن تلف می‌کنم! اتو را زمین می‌گذارید. در مورد فعالیتتان کمی آگاهانه‌تر فکر کنید و سراغ کارهایی می‌روید که واقعاً می‌خواهید انجام شود.

و جنبه مثبت دیگر آن این است که شما یک لباس اتو شده دارید.

• بدیهی است که لازم نیست حتماً لباس اتو کنید. می‌توانید دوش بگیرید.  فقط همین که بلند شوید و کاری انجام دهید گاهی اوقات سخت‌ترین مانع است و وقتی با کار کوچک و ساده‌ای از این مانع عبور کنید، مسیر هموارشده و همه فعالیت‌های دیگر برایتان راحت تر می‌شود.

7- ورزش کنید. فواید ورزش بی‌شمار است اما یکی از مهم‌ترین فواید آن احساس پر انرژی بودن است. ورزش جریان خود شما را بهبود بخشیده و متابولیسم شما را افزایش می‌دهد و بدن شما در وضعیت پر انرژی قرار می‌گیرد که در تمام روز این حالت باقی می‌ماند. اگر ورزش صبحگاهی برایتان دشوار است حتی 15 دقیقه ورزش نیز خوب است. در تمام طول روز احساس انرژی و شادابی بیشتری خواهید کرد.

• ورزش بخش عظیمی از سالم بودن است. وقتی سالم باشید به طور کل احساس بهتری خواهید داشت. اگر در حال حاضر ورزش نمی‌کنید (به خصوص ورزش‌های هوازی) سعی کنید آن را در برنامه روزانه خود بگنجانید. هدف حدود 150 دقیقه ورزش در هفته است اما هر قدر می‌توانید انجام دهید. وقتی ورزش می‌کنید تغذیه سالم‌تری نیز باید داشته باشید. غذاهای بی‌ارزش، مواد مغذی مورد نیاز بدن را برای فعالیت تأمین نمی‌کنند. بدنی که انرژی نداشته باشد به راحتی موجب احساس تنبلی و بی‌تفاوتی در فرد می‌شود. اگر نگران دریافت مواد مغذی توصیه‌شده روزانه یا سطح انرژی خود هستید، به پزشک مراجعه کنید.

8- لباستان را عوض کنید. گاهی اوقات انگیزه‌ای برای زندگی نداریم بلکه فقط زندگی می‌کنیم. از شغل، وضعیت زندگی و یا روابطمان راضی هستیم اما به نوعی در دنیای کوچک خود در حال پوسیدن هستیم و فقط میدانیم باید سخت تر تلاش کنیم تا احساس بهتری داشته باشیم. ساده‌ترین راه برای شروع تغییر چیست؟ لباس متفاوت بپوشید.  

• چه پیک پیتزا هستید که دلتان می‌خواست در بورس سهام می‌بودید، یا فردی هستید که همیشه روی مبل لم می‌دهد و معتاد تلویزیون است و آرزو دارد در دوی ماراتون شرکت می‌کرد، تغییر لباس می‌تواند رفتار شما را تغییر دهد. اگر باور نمی‌کنید این‌طور فکر کنید: فردی که کت و شلوار می‌پوشد را چطور می‌بینید؟ پس از مدتی این فرد وارد زندگی ای می‌شود که متناسب با لباسی است که می‌پوشد. پس اگر می‌خواهید بدوید لباس مناسب آن را بپوشید، چون در نهایت با خود به این نتیجه می‌رسید " چرا ندوم!"

 بعد از این مراحل وارد عمل شوید

1- شروع کنید. همه چیز از جایی شروع می‌شود، حتی اگر بیرون کشیدن منگنه از برگه‌ای که باید مطالعه کنید باشد یا تمیز کردن شیشه جلوی اتومبیل برای بیرون آوردن ماشین از پارکینگ. وجود اینرسی اولیه (مقاومت در مقابل حرکت) برای انسان‌هایی که در مقابل وظایف یا وضعیت‌های دشوار قرارگرفته‌اند طبیعی است، و غلبه بر آن، فوراً درد دوری کردن از وضعیت دشوار را آرام می‌کند و همچنین راه این که در آینده چطور از عهده این وضعیت براییم را به ما نشان می‌دهد. وقتی کار دشوار را آهسته‌آهسته انجام می‌دهید، برای ادامه کار باانگیزه مانده و کمتر برایتان سخت به نظر می‌رسد.

• نمی‌توانید انتظار داشته باشید که زندگی آسان باشد، زندگی اغلب دشوار و گاهی اوقات واقعاً دشوار است، اما شگفت‌انگیز، غافلگیرکننده، هیجان‌انگیز و پر از امید نیز هست. با تنبلی، خود را از احتمالات و امکاناتی که در زندگی وجود دارد محروم می‌کنید و این یک روند خود نابودی است. با بهبود نگرش خود نسبت به موارد ناراحت‌کننده روزمره و یادگیری تحمل و فائق آمدن بر آن‌ها، توانایی و انعطاف‌پذیری شما افزایش می‌یابد و سازنده‌تر می‌شوید. هر بار که کاری برایتان دشوار و نامطلوب به نظر رسید، فقط آن را شروع کنید و درباره آن بحث نکنید و عذر و بهانه نتراشید، با آن مبارزه نکنید فقط قدم به قدم با مسئله رو به رو شوید.

2- آرام‌آرام پیش بروید. کاری که می‌خواهید انجام دهید را حتماً به بخش‌های کوچک‌تر تقسیم کنید. هرقدر وظایف کوچک‌تر باشند بیشتر قابل دستیابی بوده و شدنی‌تر به نظر می‌رسند. وقتی به شکلی فعالانه به دنبال راهی برای انجام کار یا رسیدن به هدفی باشید که باعث احساس کنترل در شما شده و روشی آرام را در پیش بگیرد، به جای احساس ترس، احساس توانایی می‌کنید. اغلب تنبلی به خاطر احساس خسته شدن از همه چیز و تسلیم شدن است چون موانع خیلی بزرگ به نظر می‌رسند. راهکار، اعتماد به قدرت قدم‌های کوچک است.

این به این معنی نیست که نمی‌توانید بین وظایف جابه‌جا شوید، مسلماً می‌توانید، و همین تنوع‌بخشی از حفظ انگیزه و علاقه است، اما هر کار کوچکی را باید جداگانه انجام دهید و بین کارهای مختلف فاصله‌های مشخص بگذارید و به دنبال این نباشید که کمی از اینجا و کمی از آن جا انجام بدهید. وقتی می‌خواهید از کاری سراغ کار دیگر بروید، نقطه انفصال مشخص داشته باشید تا هنگامی که بعداً دوباره به آن گردید، بتوانید از همان جا کار را ادامه دهید. معمولاً گفته می‌شود افرادی که میگویند وقت ندارند، در واقع وقت خود را به شیوه ناموثر مصرف و تلف می‌کنند، مانند انجام چند کار همزمان. وقتی چند کار با هم انجام می‌دهد، بازدهی مغز انسان پایین می‌آید، چون فشار دائمی وجود دارد که چند کار را به صورت هم‌زمان در ضرب‌الاجل آن‌ها انجام دهید، به عبارت دیگر انجام چند کار همزمان ذهن ما را کند می‌کند. برای افزایش کارکرد خود، کارها را به ترتیب اولویت انجام دهید.

3- به خود انرژی بدهید. شما مربی و منشأ الهام خود هستید. می‌توانید با گفتن حرف‌های انرژی دهنده و الهام‌بخش به خود و تأیید عملکرد، خود را وارد عمل کنید. به خود چنین چیزهایی می‌توانید بگویید: "می‌خواهم این کار را انجام دهم"، "این کار را هم اکنون انجام می‌دهم" و "وقتی این کار انجام شد استراحت می‌کنم، برای تمام کردن این کار مستحق استراحت هستم". این حرف‌ها را در صورت لزوم با صدای بلند به خود بگویید، با این کار انگیزه بیشتری پیدا می‌کنید.

برای برخی از افراد، خواندن آهنگین جملات انرژی‌بخش در طول روز همانند "من می‌توانم، من میدانم" می‌تواند مفید باشد. می‌توانید تصور کنید که یکسری از کارها را انجام داده‌اید و حس پیشرفت و دستیابی به اهداف ناشی از آن را پیش‌بینی کنید تا انگیزه بگیرید.

4- در صورت نیاز کمک بگیرید. بسیاری از مردم از این که بخواهند از دیگران کمک بگیرند، یک ترس غیرقابل‌توجیه دارند و تصور می‌کنند این کار اشتباه است. ممکن است این به علت یک تجربه برخورد غیر دوستانه در گذشته باشد، یا آموزش یا محیط به شدت رقابتی در کار، در هر صورت این نگرش ناسالمی نسبت به زندگی است. ما موجوداتی اجتماعی هستیم و بخشی از وجود ما به کمک و شراکت با یکدیگر بازمی‌گردد. باکمی تمرین می‌توان من را به ما تبدیل کرد و این بخش بسیار مهمی از رشد و پایان دادن به تلاش و مبارزه تنهایی است.

• گاهی اوقات وقتی فرد دیگری در کنارمان باعث مسئول بودن ما باشد، نیروی محرک لازم برای عمل را به دست می‌آوریم. اگر با کاهش وزن دست و پنجه نرم می‌کنید، دوست ورزشی داشته باشید تا فشاری که از سمت او بر شما وارد می‌شود (فشاری که خودتان نمی‌توانید به شیوه مناسب بر خود وارد کنید) باعث حرکت شما شود.

اطراف خود را پر از افرادی کنید که شما را حمایت کرده و باعث ایجاد انگیزه در شما شوند. وقتی درگیر روابطی باشیم که انرژی‌مان را هدر می‌دهد، طبیعی است که به تنبلی روی بیاوریم. افرادی در کنار خود داشته باشید که باعث احساس خوب در شما شده و بتوانید از آن‌ها کمک بگیرید.

5- واقع‌بین باشید. تا زمانی که هنگام استراحت فرا برسد، استراحت نکنید. حتی اگر روی مبل نشستید، زمانی تنظیم کنید که به کار یا فعالیت‌های دیگر مانند مطالعه و کارهای دیگر بپردازید. انضباط فردی، شامل انجام کارهایی که باید انجام شود در زمان مقرر می‌شود، چه برایتان جالب باشد چه نباشد. این سخت‌ترین بخش کار است. تعادلی بین سخت‌گیری و  مدارا با خود برقرار کنید و کار را بر لذت اولویت دهید.

وقتی مجبور باشید که برای پاداش صبر کنید و مستحق آن باشید، دریافت آن از همیشه شیرین‌تر است. در صورتی که پس از ده دقیقه کار دو ساعت تلویزیون تماشا کرده‌اید، تمام کردن آن برایتان سخت خواهد بود. مقاومت کنید، در بلندمدت احساس بهتری خواهید داشت.

6- هر قدم که برمیدارید، از خود تمجید کنید. پیش از این که این کار را به عنوان خودبینی و تکبر در نظر بگیرید، به یاد داشته باشید که این غرور نیست بلکه حفظ انگیزه است. هر زمانی که یک مرحله یا هدف کوچک را به انجام رساندید، راهی پیدا کنید که خود را تشویق کنید. به این صورت، انجام یک کارِ یا هدف هر بار احساسِ بسیار خوبی به شما می‌دهد.

• با تبریک گفتن به خود، دستاوردهای خود را جشن بگیرید. مثلاً بگویید "آفرین، در مسیر موفقیت قرارگرفته‌ای، اگر این راه را ادامه بدهی موفق می‌شوی". از آنجایی که موفقیت‌های بزرگ از موفقیت‌های پیوسته و کوچک تشکیل می‌شوند (هر دستاورد کوچک باارزش است)، باید تلاش خود را تصدیق کنید.

اضافه کردن نظر


کد امنیتی
تازه کردن

 درج آگهی رایگان

پرداخت آنلاین



پرداخت آنلاین

اخبار

ما 95 مهمان و بدون عضو آنلاین داریم


تمامی حقوق این سایت متعلق به شرکت کریاس می باشد.facebooktwitterGoogle