نحوه اداره کردن کلاس درس

نحوه اداره کردن کلاس درس مخصوص آموزگاران و دبیران

مقدمه:برنامه درسي به عنوان نقشه ي راه

قديمي ترين تعريف براي برنامه درسي،مسيرياب براي قاصدان و پيغام آوران"است كه كاربرد آن به يونان باستان برميگردد.بعدها در قرن هفدهم ميلادي ،اسكاتس اصطلاح "برنامه"را با تعبير ديگري به كار گرفت.اين تعبير، برنامه را يك راه ارابه رو يا جاده رو در نظر مي گرفت.

در سال 1904،وا‍‍ژه ي "برنامه"يك بار ديگر معناي جديدي يافت. اين معنا كه در ايالات متحده امريكا به كار گرفته شد،عبارت بود از :"مسير يا راهنماي مطالعه دانش آموزان".و بالاخره از سال 1940ميلادي بود كه مفهوم امروزي از برنامه به معناي"نقشه مطالعه ويادگيري در يك موضوع خاص و در پايه تحصيلي معين " معرفي شد و اين مفهوم و تعريف تاكنون نيز ادامه دارد.

امروزه مفهوم برنامه به طور خاص در حوزه آموزش و پرورش كاربرد وسيع يافته و به برنامه درسي به طور عام اطلاق مي شود.

ايجاد نشاط در كلاس درس به كمك روش يادگيري فعال

اهميت يادگيري فعال

هر يك از معلمان تعريف وبرداشت خاص خود را از شيوه ي يادگيري فعال دارند. در حقيقت ،معلمان بر اين باورند كه فرايند يادگيري ذات‍اً فعال است،چرا كه دانش آموز هنگام شنيدن سخنان معلم ،خود به خود فعاليت ذهني انجام مي دهد. بر اساس تحقيقات روان شناسي يادگيري،دانش آموزان در كلاس نبايد صرفاٌ درس شنونده باشند، بلكه بايد در فعاليت هاي ديگري از قبيل خواندن،نگارش،مباحثه و يا حل مسایل شركت كنند.از همه مهمتر اين كه دانش آموزان بايد در فعاليت هاي فكري سطوح بالاتر مانند:تجزيه وتحليل،آزمايش،ارزشيابي وحل مسا‍‍یل درسي شركت كنند. در چنين شرايطي است كه دانش آموز عملاٌ به يادگيري فعال مي پردازد و معنا ومفهوم درس را به درستي درك مي كند.

استفاده از اين تكنيك ها در كلاس درس ،تأثير بسيار زيادي بر روند يادگيري دانش آموز دارد. زيرا دانش آموزان ترجيح مي دهند ،به جاي اينكه معلم تدريس كند و آنها فقط شنونده باشند ،خود نيز در برخي از فعاليت هاي آموزشي شركت كنند .

در مقايسه ي نتايج حاصل از دو روش "يادگيري فعال"و" آموزش  سنتي"،تحقيقات نشان مي دهند كه در روش يادگيري فعال ، مهارت هاي فكري و نوشتاري ،و سطح يادگيري دانش آموزان به گونه اي چشمگير افزايش مي يابد.

عملكرد يادگيري فعال در كلاس درس

جرح و تعديل آموزش به شيوه ي سخنراني ،يعني  آموزش با مشاركت دانش آموزان ، مي تواند يكي از روشهاي يادگيري فعال باشد. براي مثال معلم با ايجاد سه وقفه ي دو دقيقه اي در طول تدريس و انجام فعاليت هايي مانند:طرح سؤال،توضيح واجراي نمايش هاي كوتاه مدت  در اين وقفه ها ،به دانش آموز امكان مي دهد ،فكر كند و به ياداشت هايي كه برداشته است ،سروساماني بدهد. با همين كار ساده ،يادگيري و سطح اطلاعات دانش آموز به طور قابل توجهي افزايش مي يابد.

روش هاي آموزشي جايگزين

1-روش بازخوردي:اين روش ،از دو مرحله تدريس كوتاه مدت تشكيل شده است كه بين اين دو مرحله،دانش آموز بايد در گروه هاي كوچك درباره ي موضوع مورد بحث در كلاس گفت وگو كنند.

2-روش هدايتي:در اين روش ،معلم ابتدا به مدت 20 تا30 دقيقه تدريس مي كند. در اين مدت دانش آموزان اجازه ندارند هيچ يادداشتي بردارند.آنها بايد فقط گوش كنند. سپس معلم به آنها 5 دقيقه فرصت مي دهد تا هر آنچه را كه فهميده اند، يادداشت كنند وبعد از آن هم ،بقيه زمان كلاس را ذر گروه هاي كوچك به بحث و تفسير كامل يادداشت هاي خود بپردازند.

3- روش بحث و گفت وگوي منطقي و عقلاني:اين روش نيز يكي ديگر از تكنيك هاي پرورش و معرفي يادگيري فعال است.چنانچه هدف از تدريس ،يادگيري و حفظ اطلاعات ،ايجاد انگيزه براي يادگيري وجمع آوري اطلاعات به شيوه هاي جديد ويا پرورش مهارت هاي فكري دانش آموز باشد ،در اين صورت بهتر است از روش بحث و گفت وگو در كلاس استفاده شود.

4-روش تحقيق ونگارش:اين روش نيز از روشهايي است كه باعث رشد وپرورش نيروي فكري دانش آموز مي شود. دو شيوه ي آموزشي وعملي رايج كه هدف از آنها درك الگوهاي "حل مسأله "است، عبارتند از :مطالعه پيگير الگوهاي آموزشي و هدايتي. ساير شيوه هاي يادگيري فعال ،همانند يادگيري مشاركتي ،مباحثه اي ،ايفاي نقش،و شبيه سازي ،در ايجاد زمينه هاي يادگيري فعال ،بسيار ارزشمند و مؤثر هستند.

موانع موجود

-محكم بودن پايه هاي نظام آموزشي قديمي(در اين شيوه ،معلم شخصاٌ مسؤول تعريف و تعيين وظايف و نقش دانش آموز است)

-سختي ها و ناراحتي هايي كه اين تغييرات با خود به همراه دارند.

-نبود انگيزه كافي در مدارس و معلمان.

-كافي نبودن زمان كلاس درس.

-مشكلات وسختي هاي به كارگيري اين شيوه در كلاس هاي پرجمعيت.

-كمبود بودجه.

-نبود تجهيزات و منابع مورد نياز.

صرف نظر از تمامي اين مشكلات عمومي ،دلايل خاص معلمان براي استقبال نكردن از روش هاي فعال آموزشي عبارتند از:

-بهره گيري از سطوح يادگيري بالاتر.

-عدم يادگيري محتوا در حد كافي.

-نبود مهارت هاي لازم در اين روش،براي كنترل و هدايت كلاس درس.

-انتقاد از آنها به خاطر استفاده از شيوه هاي غير رايج آموزشي.

فعال كردن يادگيري در كلاس درس

معلمان و برنامه درسي

كاربرد استعاره ي مسير و جاده ي راه براي سفر يادگيري،سؤالاتي را به ذهن مي آورد ،از جمله :مسافران چه كساني هستند؟ هدف و مقصد آنها كجاست؟آيا مسافران متفاوت مقاصد متفاوت دارند؟ چه كسي يا چه افرادي نقشه ي راه را تهيه مي كنند و چگونه آنرا به اجرا در مي آورند؟چه افرادي از نقشه استفاده مي كنند؟و بالاخره ،به شناخت چه چيزهايي نياز دارند؟

معلمان گاهي ،به عنوان طراح برنامه يا نقشه كش راه يادگيري،ايفاي نقش مي كنند، وزماني نيز به عنوان هدايتگر طي راه و در طول طول اجراي برنامه. در هر دو نقش ،مقصد نهايي را يادگيري موفق دانش آموزان تصور مي كنند. نياز به توضيح نيست كه در ايفاي موفق هر دو نقش ، معلمان بايد هم ويژگي هاي يادگيرندگان خود را بشناسند،هم مرحله هاي فرايند يادگيري را،و هم نوع دانش و اطلاعات ،يا محتواي آموزشي را كه انتظار دارند،دانش آموز در سر منزل مقصد به آنها دست يابند.

اجزاي الگوي برنامه ي درسي موازي

تمام واحدهاي برنامه ي درسي،چه آنهايي كه متكي بر الگوي برنامهي درسي موازي تهيه واجرا مي شوند،وچه آنهايي كه از الگوهاي ديگر اجراي برنامه درسي پيروي مي كنند،همه يك سلسله موارد كليدي را كه لازمه ي هر برنامه ي اجرايي است،بايد در برداشته باشند:الف)استانداردهاي محتوايي .ب)محدوده ي زماني مورد مصرف. پ)نظام ارزشيابي.

مهم ترين جزء الگوي برنامه ي درسي موازي،مورد الف،يعني  محتوا واستانداردهاي مرتبط با آن است. معلم ،با توجه به نوع محتوا (يادگيري واقعيتها ،مفاهيم،تعميم ها،اصول،مهارت ها ،گرايش ها ويا كاربردآموخته ها)و اهميت نسبي هر يك از انواع دانش وآگاهي ،معين مي كند كه بايد بر كدام رويكرد (از ميان چهار رويكرد برنامه درسي موازي) تأكيد بيشتري داشته باشد وچگونه با بهره گيري از رويكردهاي ديگر، ارتباط معنادار ميان تجربه هاي يادگيري را افزايش بخشد ودانش آموزان را به يادگيري موفق معنادار ،پويا وپايا برساند.

گاهي يادگيري موضوعي خاص ،صورت پايه ايواساسي پيدا مي كند ومعلم بايد بر برنامه ي درسي اصلي تكيه داشته باشد.

گاهي منظور از يادگيري وآموزش،تثبيت وتعميق موضوع مورد يادگيري است ومعلم و شاگرد بايد بر رويكرد تمريني وتكراري ،تأكيد بيشتري داشته باشند. زماني، منظور آموزش وسعت بخشي به آموخته ها وكشف ارتباط هاي موضوع يادگيري با مسا‍یل واقعي زندگي است،و زماني ديگر هويت بخشي به موضوع مورد يادگيري از ساير رويكردها براي معلم و شاگرد اهميت بيشتري دارد و محور تأكيد بر آن است.

رويكردهاي موازي به برنامه ي درسي در كلاس درس

تنوع در كاربردهاي الگو

الگوي چهار رويكردي به برنامه هاي درسي در كلاس درس ،مي تواند به انواع متفاوت و متنوع شكل بگيرد.در عين حال كه مي توان با بهره گيري از اين الگو برنامه اي كاملاٌ نو ومتفاوت با برنامه ي اصلي درسي تهيه واجرا كرد،در مواردي نيز مي توان از آن به عنوان برنامه اضافي (جانبي)،يا برنامه ي جايگزيني و تلفيقي يا برنامه ي گسترش و وسعت بخشي استفاده كرد. منطق بهره گيري از يك يا چند طرح از اين الگو را نيازها،توانايي ها وعلاقه هاي دانش آموزان توجيه مي كند .

براي مثال ،وقتي رويكرد برقراري ارتباط در نظر است،مي توان از نوع ارتباط اضافي يا جانبي استفاده كرد.يا وقتي بخواهيم بر رويكرد تكرار وتمرين تأكيد داشته باشيم ،مي توانيم از طرح نوع جايگزين يا تلفيق استفاده كنيم. در اين صورت دانش آموزان مي توانند ،از آموخته هاي قبلي خود در موضوعات جديد براي تقويت يادگيري هاي خود بهره بگيرند و بالاخره وقتي تأكيد را روي هويت بخشي بگذاريم ،دانش آموزان مستعدتر مي توانند خود را در مقام بالاتر مثل نويسنده ،مؤلف يا مقاله نويس تصور كنند و به خلق آثار مستقل و ابتكاري بپردازند.

فراهم كردن شرايط محيطي مناسب در كلاس درس

محيط كلاس درس هميشه بايد به نوعي منعكس كننده ي برنامه درس مورد آموزش و يادگيري باشد.

شرايط محيطي بايد به گونه اي فراهم شود كه دانش آموزان بتوانند به آساني به منابع مورد نياز دسترسي داشته باشند.انگيزش لازم را براي تلاش و كوشش بيشتر پيدا كنند وبتوانند گروهي كار كنند.بنابراين ،دكوراسيون اتاق درس در موفقيت اجراي برنامه درسي از اهميت خاصي برخوردار است.

وجود تابلوي اعلانات در كلاس درس و نوشتن موضوع اصلي درس ونوع رويكرد مورد تأكيد بر آن ،و قبل از شروع درس ،موجب جلب توجه دانش آموزان مي شود وو كنجكاوي آنها را بر مي انگيزد.

مديريت اثربخش در كلاس درس

مقدمه

دانيل ديوك،مديريت كلاس را اين گونه توصيف مي كند:تهيه ي تداركات واتخاذ شيوه هاي لازم براي ايجاد وحفظ محيطي كه آموزش و يادگيري بتواند در آن اتفاق افتد. اين تعريف به اين نكته اشاره دارد كه هر چند اداره ي كلاس درس مثل تدريس نيست ،اما شرايط اوليه را براي تدريس فراهم مي كند.محققان نيز دريافته اند ،پيشرفت تحصيلي دانش آموزاندر كلاس هايي كه به خوبي اداره مي شوند ،بيشتر است.دانش آموزان اين قبيل كلاس ها كار بيشتري انجام مي دهند و فرايند هاي يادگيري آنها بهتر سازمان مي يابد.

بعضي از معلمان در اداره ي كلاس خود مشكلاتي دارند. اين مشكلات از دو طريق نمايان مي شوند:

  1. پيشرفت مطالب درسي در كلاس ،نامنظم و اغلب اوقات كند مي شود.
  2. بسياري از دانش آموزان تكليفي براي انجام دادن ندارند.

رويداد چنين مشكلاتي معمولاٌبراي معلم اضطراب آور است. كارلين اوريستون و همكارانش ،پژرهشي را درباره ي مديريت كلاس درس انجام داده اند .آنها در تحليل جامع خود از داده هاي پژوهش ،پيشنهاد مي كنند كه براي اداره امور كلاس درس و انجام وظايف آموزشي ،قوانين وروش كاري به اين شرح مورد نياز است:

1.بيان ساده وروشن قواعد ومقررات به نحوي كه دناش آموزان بتوانند،در موقعيت مناسبي از كلاس درس قرار بگيرند ومواد درسي را به خوبي بياموزند.

2.بيان ساده و روشن قواعد و مقررات به نحوي كه دانش آموزان بتوانند،به آساني آنها را بفهمند.

3.آموزش منظم  قواعد ودستور العمل ها در آغاز سال تحصيلي با هنگام شروع نيم سال جديد،به دانش آموزان جديد.

4.نظارت مداوم بر رعايت قواعد ومقررات توسط دانش آموزان ونيز ثبت ونگهداري دقيق نتايج و كارهاي تحصيلي دانش آموزان.

روش هاي گفته شده ،در مديريت كلاس هاي دوره ي ابتدايي وراهنمايي مؤثر شناخته شده اند،اما براي كلاس هاي دبيرستاني نيز قابل استفاده اند.تنظيم دقيق قواعد ومقررات ، واجد اهميت بسياري براي ايجاد نظام مديريتي مؤثر در كلاس درس است.معلمان ،به دليل پيچيدگي هاي آموزش به تحليل آن نياز دارند و بايد به تنظيم قواعد يا مقررات براي دوره يا موقعيت هاي آموزشي بپردازند.

تحليل هاي جامع والتر دويل درباره ي كلاس درس ،نشانگر نياز به وضع قواعد و مقررات در موقعيت هاي زير است:

1.جاي نشستن دانش آموزان در كلاس .

2. زمان شروع و پايان كلاس (براي مثال ،نشستن در جاي خود و آماده شدن براي كار هنگام به صدا درآمدن زنگ ).

3. توزيع تكاليف،مطالب و... در كلاس.

4. فعاليت هاي مجاز براي دانش آموزاني كه كارهايشان را در محل نشستن خود انجام داده اند.

5.ترك كلاس در حالي كه كلاس پايان نيافته است.

6. رعايت نظافت ،مثل تميزي ميز ،يادداشت ها ،تكاليف و...

7. مواد وتجهيزاتي كه به كلاس آورده مي شوند.

8.علایمي كه نشان دهنده نياز به كمك يا بيانگر تمايل به پاسخ دادن به سؤالات معلم از كلاس است.

9. ميزان سر وصداي قابل قبول در كلاس.

10.ميزان قابل قبول تعرض كلامي وبدني .

11.آزادي حركت براي تراشيدن مداد،برداشتن وسايل ...

12. محل نگهداري وسايل ،كلاه ،كتاب وغيره در كلاس.

13.انتخاب دسيار كلاس.

14.تكاليف عقب مانده و تكاليف جبراني.

اين فهرست در واقع فرايندهاي اداره ي كلاس را بيان مي دارد و نشان مي دهد ،چنانچه قواعد ومقررات روشني براي اداره ي كلاس وجود نداشته باشد ،كلاس درس به راحتي از كنترل خارج مي شود.معلمان ،علاوه بر قواعد ومقررات ،بايد نمودهاي مكاني كلاس درس را در نظر داشته باشند.كارولين اورتسون به اين نتيجه رسيده است كه مديران اثر بخش ،كلاس هاي خود را براساس توجه به سه اصل زير ترتيب مي دهند:

  1. قابل رؤيت بودن دانش آموزان ومعلم:دانش آموزان بايد بتوانند،فعاليت هاي آموزشي را به خوبي ببينند.معلم بايد در جاي خود قرار بگيرد كه بتواند به راحتي ،همه بخش هاي مكان آموزشي و مكان هاي كار شاگردان را تحت نظر داشته باشد.
  2. در دسترس بودن مكان هاي آموزشي: مكان هاي پر رفت وآمد (مكان هاي كار گروهي ،تراشيدن مداد و... )بايد از يكديگر مجزا وتميز نگه داشته شوند.
  3. جلب توجه دانش آموزان :ترتيباتي كه در جلب توجه شاگردان رقيب معلم مي شوند (مثل قرار گرفتن جاي نشستن  دانش آموزان ،رو به روي پنجره هايي كه از آنها مي توان زمين بازي را مشاهده كرد) بايد به حداقل برسد.

بي انضباطي در كلاس

وجه ديگر مديريت كلاس درس ،روش هاي معلم براي برخورد با شاگردان بي انضباط است.شكل هاي عمومي بي انضباتي در كلاس عبارتند از : تأخير در ورود ،تعجيل در خروج ،نياوردن وسايل و كتاب هاي لازم به كلاس درس ،بي توجهي،حرف زدن بي مورد،سر وصداي بلند وپرخاشگري كلامي وبدني.معلمان مؤثر هم با مشكل بي انضباطي شاگردان مواجهند،ولي آنان به صورتي مغاير با معلمان نا مؤثر بدان مي پردازند.

يكي از فنون اوليه اي كه معلمان مؤثر در برخورد با بي انضباطي به كار مي گيرند ،پاسخ سزيع به بي انضباطي وفرصت ندادن براي شدت يافتن آن است. فن ديگر ،استفاده از مداخله به نحوي است كه بي انضباطي را در حداقل لطمه به جريان آموزشي متوقف سازد. خيره شدن و نزديك شدن به شاگرد بي انضباط ،يا "يك لحظه توجه كردن به او" نمونه اي از اين گونه مداخلات هستند. به بيان والتر دويل،مداخلات موفق آنهايي هستند كه از ويژگي خصوصي وتند گذري كه جريان كار را قطع نمي كنند ،بر خوردارند.

معلم در نقش مدير يادگيري

فعاليت هاي معلم در نقش مدير يادگيري

1-معلم قبل از شروع فعاليت،كلاس را گروه بندي مي كند.

2-قبل از شروع فعاليت،متن كامل و يا خلاصه درس را به تعداد دانش آموزان كپي مي كند(به طوري كه به اصل متن لطمه وارد نشود) سپس كلامت هم معني را از متن پاك مي كند تا دانش آموزان آن را كامل كنند.

3-ابتدا با صداي رسا و دلنشين از روي كتاب متن درس را مي خواند و از بچه ها مي خواهد به دقت گوش دهند(در اين جا كتابهاي بچه ها بسته اند.)

4-از دانش آموزان مي خواهد ابتدا به صورت انفرادي متن را كامل كنند (در جاهاي خالي كلمات هم معني بگذارند)

5-در اين مرحله به هر گروه كپي ديگري از همان متن را مي دهد واز آنها مي خواهد كه به صورت گروهي پاسخ دهند.

6-در ضمن فعاليت هاي گروهي دانش آموزان را هدايت مي كند تا به توافق برسند.

7-در اينجا چون تدريس بر اساس روش قضاوت عملكرد ارزيابي مي شود بايد معيار داشته باشيم. براي اجراي درست اين روش معلم از دانش آموزان مي خواهد كتابهاي خود را باز كنند و از روي آن درباره درستي ونادرستي نوشته هاي خود قضاوت كنند.

فعاليت هاي فراگيران در نقش يادگيرنده فعال

1-در كروه هاي خود مستقر مي شوند.

3-متني كه معلم مي خواند گوش مي دهند.

4-به صورت انفرادي متن را كامل مي كنند.

5-به صورت گروهي پاسخ مي دهند.

6-بحث مي كنند.

7-كتاب را باز مي كنند واز روي آن نوشته هاي خود را برسي مي كنند.(هم كاري فردي وهم كار گروهي انجام مي دهند.)

منابع

1-ايجاد نشاط در كلاس درس ، ماهنامه تكنولوژي آموزشي ، انتشارات كمك آموزشي ، دوره بيست و دوم شماره 1 ، 1385

2- فعال كردن ياد گيري در كلاس درس ، ماهنامه تكنولوژي آموزشي، انتشارات كمك آموزشي ، دوره بيست و دوم ، شماره 2 ، 1385

3- رويكردهاي موازي به برنامه درسي،ماهنامه تكنولنژي آموزشي ،انتشارات كمك آموزشي ، دوره بيست ودوم ،شماره 3 ، 1385

4-مديريت اثربخش كلاس درس ،ماهنامه تكنولوژي آموزشي ،انتشارات كمك آموزشي ،دوره بيست ودوم ،شماره 4، 1385

اضافه کردن نظر


کد امنیتی
تازه کردن

 درج آگهی رایگان

پرداخت آنلاین



پرداخت آنلاین

اخبار

ما 88 مهمان و بدون عضو آنلاین داریم


تمامی حقوق این سایت متعلق به شرکت کریاس می باشد.facebooktwitterGoogle